تبلیغات
تلسكوپ - راز تخته سنگ
«فرمان دادم تا كالبدم را بدون تاپوت و مومیایی به خاك به سپارند ، تا پاره های تنم ، خاک ایران را درست كند.»(كوروش كبیر)
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
راز تخته سنگ

 در زمان های گذشته، حاكم دانایی یك تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد

 و برای دیدنعكس العمل مردم، خودش را در جایی مخفی كرد. مردم زیادی می آمدند

 و از آنجا می گذشتند.از مردم عادی تا بازرگانان و اشراف و ثروتمندان، از كنار 

تخته سنگ بی توجه می گذشتند. بسیاری هم اعتراض می كردند كه: این چه شهری

 است كه نظم ندارد.حاكم این شهر، عجب مرد بی عرضه ایی است.....!!


با وجود این هیچكس تخته سنگ را از میان راه بر نمی داشت. نزدیك غروب،

 یك روستایی كهپشتش بار میوه و سبزی بود، نزدیك سنگ شد.او بارهایش را بر زمین

 گذاشت و با زحمتفراوان، تخته سنگ را از میان راه برداشت و آن را كناری قرار 

داد. ناگهان كیسه ایی را دیدكه  زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. كیسه را باز كرد

 و داخل آن، سكه های طلا و یك كاغذیادداشت پیدا كرد.حاكم دانا در آن نوشته بود: 

هر سد و مانعی می تواند یك فرصت بزرگ برایتغییر زندگی انسان باشد.!!! 



مرتبط با: داستان های جالب ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.